|
شب تسلی بخش اندوه نگاهم بود و رفت
چلچراغی در دل شام سیاهم بود و رفت کاروانی از غزل را پیش رویم می نهاد او تمام هستی من ـ تکیه گاهم بود و رفت باز در کار دلم وا مانده ام بی یاد عشق او همیشه چاره ساز اشتباهم بود و رفت رفت و دیدم پشت پایش آتشی در دل نهاد او به وقت بی کسی تنها پناهم بود و رفت مانده ام با یک سکوت تلخ در راه جنون حاصل تشویش سال و سهم ماهم بود و رفت حال دیگر او که اشعار مرا میخواند نیست آشنای مهربان پایان راهم بود و رفت پ ن: کیمیای سبز به روز شد
من هرچه می کشم همه از یک نگاه توست
ای کاش کور می شدم آن لحظه نخست گفتند : اشک خاطره را پاک میکند توفان گرفت در من و عشق تو را نشست از بس که پشت نرده شب گریه کرده ام احساس می کنم که صدایم صدای توست آخر چگونه می شود اندوه خویش را گنجاند در کسالت این واژه های سست؟ دیگر برای زخم دلم کار ساز نیست شعر - این همیشه خط زده ی گنگ نادرست پ ن:زخم تنها سه حرف ساده نیست
تو رهسپار میشوی
به سوی عشق و من کنار پنجره در آرزوی یک نگاه آه میکشم تو از دیار من چه شادمانه کوچ می کنی و چشم های بی قرار من به غربت همیشگی هنوز خیره مانده اند... پ ن: از تو تنها همین به روز شد پ ن۲: میکس وار زندگی به روز شد پ ن۳: بین این همه خبر مایکل جکسون هم که فوت کرد...
بهشت سرد نگاهت چقدر مبهم بود
و گریه ات که دگر خود دلیل محکم بود بهشت سبز دلم بی تو ای سرا پا درد تنور داغ عطش خانه جهنم بود شبی که خسته تر از سایه آمدی دیدم که رد حادثه در چهره ات مجسم بود و اشک ... آی دمش گرم این عصاره درد به روی زخم عمیق دل تو مرهم بود مرا به دست غرورت سپردی و رفتی شبی که بارش باران مدام نم نم بود پ ن: شهر کدوها به یاد ندا به روز شد
نه اینکه حوصله ای نیست ـ از تو دلگیرم اگر ز دلهره ـ تردید ـ عاشقی سیرم تمام شهر پر است از هجوم شایعه ها عجب شایعه ای... اینکه بی تو می میرم گناه از تو و من نیست زندگی این بود نوشته است جدایی به برگ تقدیرم کتاب زندگی من پر است از وحشت نخواه تا که بخوانم تو را به تفسیرم در ازدحام خیابان تو گم شدی و هنوز در ایستگاه همین لحظه ها به زنجیرم تو رفتی و چمدانت دوباره جا مانده است خدا کند که بیایی وگرنه می میرم پ ن: وبلاگ رهای عزیزم بگذار همین بمانم هک شده و مطالب نا مربوط درج شده از طرف هکر هست
دیروز روز قشنگی بود کنار همه دوستای خوبی که با محبتاشون شرمندم کردن
مصطفی و مرتضی عزیزم برادرای گلم و زنای مهربونشون ـ اعظم دختر عموی عزیزم مدیر وبلاگ اولین و آخرین ـ حمیده گلم مدیر وبلاگ دو خط موازی ـ و همکار خوبم آقای دودانی که با تلفناشون و کادوهای قشنگشون حسابی خوشحالم کردن رضای عزیز مدیر وبلاگ دیگه دیدنم محاله ـ آقا مهدی مدیر وبلاگ بی سرزمین تر از باد ـ علی کوچولو مدیر وبلاگ های علی کوچولو و یه دنیا حرف و کاریکلماتور نرگسی عزیزم مدیر وبلاگ نرگسی که یه عالمه خوشحالم کرد که حسابی سورپرایزم کرد که تو وبلاگشون برام جشن تولد گرفتن پری دریایی عزیز مدیر وبلاگ جزیره مرجانی ـ جناب آقای ابوی مدیر وبلاگ فریاد روزها ـ صبور عزیز مدیر وبلاگ چراغ روشن ـ هدیه عزیزم مدیر وبلاگ دنیای دیوانه دیوانه دیوانه ـ دوست خوبم اعتماد مدیر وبلاگ اعتماد ـ آقا اشکان مدیر وبلاگ لب خاموش ـ نازنین عزیزم مدیر وبلاگ بی تو بودن سخته ـ مهسای گلم مدیر وبلاگ باغچه کوچک حیاط پشتی ـ آقا سیامک مدیر وبلاگ کافه آنتراکت ـ آقا احسان مدیر وبلاگ درنا ـ هانیه عزیزم مدیر وبلاگ رویای زخمی پروانه ـ عروسک کوکی عزیزم مدیر وبلاگ به جستجوی تو ـ فردای عزیز مدیر وبلاگ تا ساحل امید ـ ملیحه عزیز مدیر وبلاگ وبلاگ شخصی و خانوادگی ـ م .ت عزیز مدیر وبلاگ چشمان همیشه مست ـ داداش محسنم مدیر وبلاگ آسمانی های زمینی ـ آقا پیمان مدیر وبلاگ tristan & isodle ـ بهاره عزیزم مدیر وبلاگ آشنای دلخسته ـ زندونی تاریکی مدیر وبلاگ احساسات روزانه من ـ آقا نیما مدیر وبلاگ به نام یزدان ـ شهرام ن مدیر وبلاگ گم گشته دیار عشق ـ آقا علیرضا مدیر وبلاگ از تمام روزهای با هم بودن که اولین نفری وبدن که تولدمو تبریک گفتن ـ کژال عزیز ـ یاقوت جونم مدیر وبلاگ عهد آسمانی ـ فرشته کوچولو مدیر وبلاگ دختری با کفشهای کتانی ـ فاطمه جعفری مدیر وبلاگ از هر طرف نرفته به بن بست می رسیم ـ رهای عزیزم مدیر وبلاگ دل نوشته های قاصدک تنها ـ و آقا شهرام مدیر وبلاگ جنوبگان که زحمت کشیدن اومدن به وبم و تولدمو تبریک گفتن میدونم این روزا کسی حوصله تولد بازی نداره اما بازم به خاطر ن همه بهم محبت کردن از همتون یه دنیا ممنونم بهترین دوستای دنیا هستید
میخوام تولد بگیرم تولد؟ نمیدونم چرا دوسال میشه جریان سریالی جشن تولدام به هم میریزه جشنی که مثل یه سنت هرسال تو خانوادم بود اما... نمیدونم اما تولد همیشه برام حس قشنگی داشته اما یه ترس تهش بوده ترس از بزرگ شدن از اینه بری تو دنیای آدم بزرگا و دیگه نتونی خودت باشی همون خودت که تو دلت دوست داری باشی هرچند سعی کردم همیشه همونی که دوست دارم بمونم
تولد از تولدم چیزی یادم نست صدای گریه ام نگذاشت چیزی را به خاطر بسپارم اما یک تولد را خوب به یاد دارم سالی که تو را داشتم تولدی که در کنار تو پیدا کردم راستی تو تولدم یادت هست؟ پ ن: دوست خوبمون آقای بیژن آریا در حال جمع آوری امضا وبلاگ نویسان برای اعتراض به تعرض در رای ما هستن می تونید به وبلاگ شیدایان مراجعه کنید و فقط بگید میخواید بیانیه رو امضا کنید
اینجا میان زنگ تکرار دقایق
من مانده ام با خاطرات ماندگار تو از حال من چه بی خبر ماندی که چون ابر هر روز می گریم به سوگ انتظار تو در خواب دیدم که امدی چشم و دلم روشن من هم نشستم ساعتی را در کنار تو اکنون که بیدارم نشانی از تو دیگر نیست جز دست خطی روبه رویم یادگار تو روزی هزاران بار بوسیدم نشانت را روزی هزاران بار گشتم بی قرار تو جز یاد تو که همدم شب های دلتنگی ست هر چیز میخواهی ببر ـ در اختیار تو پ ن: دیروز برگشتم اراک هنوز خیلی سرم شلوغه از اینکه قالب وبم به هم ریخته جا خوردم تو اولین فرصت درستش می کنم و به نظرای قشنگتونم جواب میدم فعلا شوک زیاد داره بهم وارد میشه هموتونا دوست دارم دوستای خوبم
رفتی تمام جاده با بوی تو سفر شد یک انتظار مبهم در سینه ام خبر شد پس مانده نگاهت در یاد کوچه خشکید از بس که چشم جاده از غربت تو تر شد ای امن پاک آغوش ـ لبریزم از نبودن بی تو غروب چشمم یک عالمه قدر شد دیشب من و ستاره با بی قراری تو افسوس لحظه هامان بی مهر تو هدر شد رمز تمام شعرم بودی تو بی بهانه رفتی تمام شعرم تاریک و در به در شد پ ن: دارم میرم یه سفر بزرگ نمیدونم حس عجیبیه صبح عازم مکه هستم از همه دوستای خوبم میخوام اگه بدی ازم دیدن حلالم کنن |
درباره من
سالهای بلند من بی تو آرشيوتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 لينک ها
نرگسی
کبوتران ایران |