|
- دور مرا خط بکش : کشیدم حال تو در محاصره منی
امروز تولد دوست خوبم اقا نیما مدیر وبلاگ به نام یزدان هست آقا نیما تولدت مبارک امیدوارم سال های سال باشادی زندگی کنی
در اتاق تنهایی ام
شب ها خفقان تشویش اضطراب غوغا می کنند می ترسم من از این اتاق بدون تو پ ن: سالهای بلند من بی تو در مسابقه بانوان برتر وبلاگ نویس عنوان وبلاگ نقره ای رو کسب کرد از همه دوستای مهربونم که بهم رای دادن یه دنیا ممنونم پ ن۲: میکس وار زندگی به روز شد امروز تولد بابایی حامد مهربونم نویسنده وبلاگ عاشقانه هست بابایی تولدت مبارک امیدوارم همیشه عاشق بمونی و با شادی زندگی کنی
((دوستت دارم اما نه کوتاه مثل آه )) وقتی چشمانم را از روی دفترم بر می داشتم دیدمت که بی پروا خودت را از نگاه جستجوگرم دزدیدی
سلام دوستای خوبم ببخشید این مدت نگرانتون کردم راستش این ویروسی که توسط قالب های نایت اسکین رو بعضی از وبلاگ ها نشسته سیستمم رو داغون کرده بود الانم جرات نمیکنم به وبلاگای دوستام سر بزنم اگه مشکل حل شده بهم خبر بدید لطفا تا با خیال راحت بیام وبلاگتون راستی تو مسابقه بانوان برتر وبلاگ نویس مقام اوردم و ۷ ابان در مراسم جشن شرکت می کنم فکر کنم خیلی از دوستای خوبمو اونجا ببینم از لطف همتون که بهم رای دادید ممنونم همتون رو دوست دارم
نگاه میکنم
نبودنت را و رقص طنازانه لبخند دروغینت در پشت نگاهی که نمی شناسم (( ببخشید آقا اشتباه کردم من از اول هم عاشق شما نبودم)) نگاه میکنی نبودنم را و غمهایی که هیچ اشکی پاکشان نمیکند... پ ن: برای رای دادن به من در نظر سنجی برترین بانوان وبلاگ نویس به اینجا بروید پ ن۲: من را در کلوپ مجردها هم بخوانید پ ن۳: کیمیای سبز به روز شد
نگاه نسترن ها خیره شد بر در نمیایی
خیال وصل تو پرورده شد در سر نمیایی دل سنگت نمی داند هوای قامتت دارم دلم هر دم ز شوقت می شود پرپر نمیایی کتاب آرزوها را برای یاس می خوانم تو گفتی عاشق یاسی چرا دیگر نمیایی؟ همیشه منتظر هستم برای دیدن رویت نگاهم ساکت و خاموش شد بر در نمیایی تو رفتی و دل و جانم ز هجرانت پریشان شد و با کوچت همه تن را زدی خنجر نمیایی نمی دانی که تنهایی شده هم صحبتم هر شب و لرزان می شود از دوریت پیکر نمیایی شبی در خواب دیدم عکس ماهت را شده زخم دلم از دیدنت بهتر نمیایی رها کردی مرا در یک شب بارانی و دانم خیالم را تو دیگر برده ای از سر نمیایی پ ن: اگه دوست داشتید به اینجا برید و در قسمت بانوان برتر وبلاگ نویس به من رای بدید ممنونم
خوب میدانی از چه گریانم بی سبب از خودت مرنجانم یک نفر سخت دوستت دارد دیگر از عاشقی نترسانم از دو چشمت دروغ می بارد باز دیگر چرا ؟ نمی دانم ابرها ابرویشان رفته ست از بارش بی امان چشمانم باز این جمعه ها دلم تنگ است آه از این شنبه ها گریزانم بر سر سفره های اندوهت سالها می شود که مهمانم می روی و برای بودن خود باز هم بی بهانه می مانم داغ کن پشت دست های مرا دیگر از عاشقی پشیمانم آه از دست تو ... نه بیهوده ست باید از عاشقی رو بگردانم پ ن:کیمیای سبز به روز شد پ ن۲: از تو تنها همین به روز شد پ ن۳: شهر کدوها به روز شد پ ن۴: من را در کلوپ مجردها هم بخوانید
|
درباره من
سالهای بلند من بی تو آرشيوآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 لينک ها
نرگسی
|