|
مرا با کسی دیده اند
دو نفر بودیم انکار می کنم یکی تنها یکی بودیم هرگز از هم جدا نبوده ایم
چشم هایت را باز کن خورشید از میان پلکهایت به من چشمک می زند....
کاش پرنده ای بودم پرواز می کردم به سوی تو بی هراس از ایستادن اما باد را چه باید کرد؟ توفان و عقاب را... و اینکه ...
سلام همین الان برگشتم گفتم نگرانم نشید امشب میخواهم گریه کنم دست هایت را سایبان چشم هایم کن می خواهم به تنهاییمان اعتراض کنم... پی نوشت: شهر کدوها به روز شد اما اول برید پست پایین و نظر بدید بعد برید اونجا باشه؟
اندوه سردی نشسته بر خاطر زرد یک زن
هر کوچه چون انعکاسی از نامه و درد یک زن چشمی که کور است و زخمی بر سنگهای قدیمی می کاود آن خاطرات جا مانده از مرد یک زن هر فصل دیگر که باشد پاییز می ماند آنجا می بارد ابری همیشه بر چهره زرد یک زن بر لب امیدیست واهی ـ می آید از کوچه یک شب تصویر مردی که رفته از خانه سرد یک زن پی نوشت یک : صاحب اتاقهای خالی هیچ وقت فراموشت نمی کنم هنوزم یادتم من دوستام همیشه تو ذهنم می مونن تو که جای خود داری پی نوشت ۲: چند روزی نیستم اگه دیر به کامنتاتون جواب دادم ببخشید اگرم خواستید بدونید کجام اول نظر بدید بعد یه سر اینجا بزنید: http://kimiayesabz.blogfa.com/
سلام سلام خوبید؟ امروز تولد آقا امید هستش هم همشهریمه هم دوست هممون امید جون تولدت مبارک امیدوارم سالهای سال زندگی شادی داشته باشید شما هم اگه خواستید بهش تبریک بگید این آدرس وبشه: http://tabebaran.blogfa.com/
ناگهان عرض خیابان را دویدی
خیلی سریع تا به حال آنطور ندیده بودمت دنبالت آمدم در کوچه اشک هایت را قایم کردی راستی! آن روز هوا هم ابری بود
سلام
حالم اصلا خوب نیست برای سلامتی نرگسی دعا کنید فقط همینا می تونم بگم تو رو خدا دعا کنید . . . نرگسی مهربونم بهتر شده خدایا ازت ممنونم
در مقابل سنگینی نگاهت حتی کوه هم بی وزن است... شهر کدوها هم به روز شد: http://shahre-kadoha.blogfa.com/
لحظات پریشان خوابی من بدون تو شب تاریک هوای گرم کوچه های خیس گرما کور سوهای تیر چراغ برق ساعت ۱:۱۵ تیک تیک بی وقفه ساعت بدون تو...
لحظه ها می گذرند راهی برای رسیدن به تو شاید...
دری ست به سوی مهربانی تلاقی نگاه آسمان و زمین من پرمی شوم از شکوفه های عشق هنوز سیب سلامت تازه بود و اتفاق به دامن افتادنت چه می دانستم جاذبه ای دیگر می کشدت و تو ـ بی مجالی که به خدا بسپاریم یا به خاک بی وزنی عشق را اثبات می کنی
خواستم کشیده ات بزنم اما دستم در میان انبوهی از خیال شناور ماند....
یه پیله از شمال به جبر و از جنوب به احتمال ختم میشه ولی ما چی؟ پیله دل آدم که باز بشه پروانه بدبخت نمی دونه رو به کدوم جهت از جهات مستقیم بشه......... پی نوشت: شاید چند روز نباشم شایدم اومدم نمی دونم هنوز..................
صدای زنگ در اندیشه پایان یک انتظار دویدم..... کاش تو باشی . . اینبارم تا رسیدم پشت در بیدار شدم............ سلام دوستای خوبم دوست خوبمون آقا سعید تو نظر سنجی این ماه نایت اسکین شرکت کرده به وبش برید و اگه خوشتون اومد بهش رای بدید: http://www.ashghasteghlal.blogfa.com/
می خواستم
یه عالمه قاصدک برات هدیه بیارم لعنتی ! اولین قاصدکی که دیدم سراغ تو را گرفت............ پی نوشت: http://shahre-kadoha.blogfa.com/
|
درباره من
سالهای بلند من بی تو آرشيوآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 لينک ها
نرگسی
|